السيد محمد حسين الطهراني

187

الله شناسى (فارسى)

الشَّيخ محمّد الحُسَين آل كاشفِ الغِطاءِ أعلَى اللهُ تعالَى مقامَه كتابى نوشته است به نام « الفِردَوسُ الاعلَى » كه جناب صديق ارجمندمان مرحوم آية الله شهيد حاج سيّد محمّد على قاضى طباطبائى رضوانُ الله عليه بر

--> - بر عروة الوثقى او نوشت . مؤلّفاتش به هشتاد عدد مىرسد ، و از جملهء آنها كتاب « الدّين و الإسلام » يا « الدّعوة الإسلاميّة إلى مذهب الإماميّة » مىباشد و آن در حكمت و عقائد است . و در سنهء 1329 در بغداد جزء اوّل آن به طبع رسيد ، و مشغول طبع جزء دوّم آن بود كه با اشارهء مفتى شيخ سعيد زهاوى و به امر والى بغداد ناظم پاشا هجوم آوردند و مانع طبع آن شدند ، لهذا وى عازم طبع آن در خارج عراق شد . و عازم حجّ بيت الله الحرام گرديد و در اين سفر سفرنامهء بديعى نگاشت و آن را « نَزْهَة السَّمَر و نَهْزَة السَّفَر » نام گذاشت و در مراجعت به شام ، در صيدا آن دو جزء كتاب « الدّين و الإسلام » را به طبع رسانيد . و در اثر مباحثات و مذاكراتى كه با فيلسوف الفريكة أمين الرّيحانى داشت كتاب « المطالعات و المراجعات » يا « النّقود و الرّدود » را در ردّ او نوشت . و در جزء اوّل آن ردّى بر لغوى معروف « الاب انستاس كرملى » صاحب مجلّهء « لغة العرب » نوشت و وى را به طريق وحشت آورى مورد ايراد و نقد قرار داد كه اگر شخص منصف كه جانب‌دار نباشد آن را مطالعه كند اهمّيّت علماء شيعه بالاخصّ كاشف الغطاء را مىفهمد . و من ترغيب و تحريض مىكنم كه هر مبتدى در علوم بلكه هر جوان مسلمانى اين كتاب را بخواند . و در جزء دوّم آن ردّى قوىّ بر جرجى زيدان در تأليف خود : « تاريخ آداب اللغة العربيّة » نوشته است . و از جملهء ديگر مؤلَّفات او « الآياتِ البيّنات » و « أصل الشّيعة و اصولُها » و « الفردوس الاعلى » و « الارض و التّربة الحسينيّة » و « العبقات العنبريّة » و « تحرير المجلّة » مىباشد و آن مهم‌ترين آثار او در تأليف است . و آخرين كتاب مؤلّف او « المثل العليا فى الإسلام لا فى بحمدون . » - است . انتهى مختصرى را كه ما از مطالب مرحوم علّامهء طهرانى ( قدّه ) برگزيديم . و أنا أقول : يكى از مؤلّفات ديگر او كه بسيار ارزشمند است كتاب « جَنّةالمَأوى » مىباشد كه با مباشرت و تعليقهء دوست ارجمند و عزيز ديرين ما مرحوم شهيد حاج سيّد محمّد علىّ قاضى قدّس سرّه ، همانند كتاب « الفردوس الاعلى » به طبع رسيده است .